عبد الجليل قزوينى رازى

133

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

« ملحد گويد كه بخداى دانستن معلّمى صادق بايد ، رافضى گويد كه : بدين شرع اعتماد نيست الّا كه امامى معصوم شرح دهد و بجز از معصوم بنشايد شنيدن كه ديگران همه جايز الخطا باشند مگر قائم كه برو خطا روا نباشد كه او معصوم است چون جبرئيل و محمّد عليهما السّلام ، و او خود پديد نيست ، تا او نيايد و شرح ندهد چگونه اعتماد بود بدين شرع ؟ ! خاصّه كه مجتهدان در آن تصرّفى « 1 » كرده‌اند و گويند كه : بسى از قرآن بز عايشه بخورد پس چون قائم بيايد بشرح و درستى آن املا كند كه معصوم اوست او داند زيرا كه كار دين و دولت درو بسته است ، و چنان كه ملحد گويد كه : كار باطن دارد ، رافضى گويد : كار تقيّه دارد . و رافضى گويد : على همواره تقيّه كرد . پس بقول ملحد و رافضى على سر همهء ملحدان و مداهنان « 2 » باشد . و گويند : جعفر صادق گفته است : التّقيّة دينى و دين آبائى « 3 » زيرا كه باطنيى كردن و تقيّه كردن مداهنه و نفاق باشد » . امّا جواب اين كلمات كه از سر جهل و بىعلمى و تعصّب و بىديانتى ايراد كرده است بعضى دروغ محض ، بعضى بهتان صرف ، كه وقوف بر آن الّا ملالت طبع و كندى خاطر نمىافزايد امّا چون شروع برفت گزير نباشد كه جوابى در خور اين انها « 4 » افتد بتوفيق و لطف خداى تعالى . اوّلا آنچه گفته است كه : ملحد گويد : « به خدا دانستن معلّمى صادق بايد » . صد هزار لعنت بر ملحد باد و بر مقالت و دعاوى او ، و بر آن كس كه مذهبش در وجوب معرفت و اصول دين بمذهب ملحدان مانندگى دارد . و باوّل دعوى مذهب خويش فراموش كرده است كه : ائمّهء عراقين و خوراسانات « 5 » در محافل و مجامع خلفا و سلاطين بزرگ بمناظره و محاوره بدرست كرده‌اند كه آن هردو يكى است

--> ( 1 ) - ح د : « تصرّف » . ( 2 ) - م ب : « على منافق و مداهن » . ( 3 ) - حديث معروفى است كه بطرق معتمده از حضرات معصومين عليهم السلام بشيعيان رسيده است و در چند روايت ذيل - آن چنين است : « و لا ايمان لمن لا تقية له » طالب تفصيل بكتب اخبار و فقه شيعه رجوع كند . ( 4 ) - ث م ب : « كه جوابى در خور آنها افتد » ح : « كه در خور آنها افتد » و « انها » مصدر است از باب افعال بمعنى اعلام و اخبار . ( 5 ) - م ب : « و خراسان » ح د : « و خراسانات » .